پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطهی سبک مقابلهی مسئلهمدار با اختلال سوگ طولانیمدت با نقش میانجی راهبردهای تنظیم هیجان مثبت انجام شد. این پژوهش از نوع همبستگی و مبتنی بر مدلیابی معادلات ساختاری بود. جامعهی آماری شامل کلیهی دانشجویان دانشگاه شهید مدنی آذربایجان در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۲ به تعداد ۶۷۰۰ نفر بود که از میان آنها ۳۰۲ نفر به روش نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری دادهها شامل پرسشنامهی راهبردهای مقابله با موقعیتهای استرسزا (CISS)، پرسشنامهی تنظیم شناختی هیجان (CERQ-36) و مقیاس تجدیدنظرشدهی سوگ طولانیمدت (PG-13-R) بود. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخهی ۲۶ و مدلیابی معادلات ساختاری با نرمافزار AMOS نسخهی ۲۴ انجام شد. نتایج نشان داد که بین سبک مقابلهی مسئلهمدار و راهبردهای تنظیم هیجان مثبت با اختلال سوگ طولانیمدت رابطهی منفی و معناداری وجود دارد. همچنین، مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود. بر این اساس میتوان نتیجه گرفت که آموزش و بهکارگیری راهبردهای تنظیم هیجان مثبت، از جمله ارزیابی مجدد مثبت، برنامهریزی مجدد مثبت و دیدگاهگیری، در کنار سبک مقابلهی مسئلهمدار میتواند احتمال بروز اختلال سوگ طولانیمدت را کاهش دهد.
| بازنشر اطلاعات | |
|
این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است. |